حسين بن حسن خوارزمي

556

شرح فصوص الحكم

مرا قادر گردانيد بر أخذ او ، مىگفتيم چون رسول - عليه السّلام - قصد أخذ او كرد ، حق - سبحانه و تعالى - دعوت سليمان را به خاطر او انداخت تا داند كه عطاى اقدار بر أخذ عفريت نخواهد بود . پس خداى عفريت را خاطى و خاسر كرد « 19 » ، اما چون رسول - عليه السّلام - خبر داد كه حق - سبحانه و تعالى - مرا بر أخذ آن عفريت قادر گردانيد ، دريافتم كه موهبت تصرّف از حق دريافت ، بعد از آن به تذكير حق تذكر دعوت سليمان كرده ، طريق تأدب مرعى داشت . پس دانستيم كه آن چه خلق را بعد از سليمان نمىيابد ، ظهور است بدين ملك موهوب در ميان عموم خلايق . و ليس غرضنا من هذه المسألة إلا الكلام و التنبيه على الرحمتين اللتين ذكرهما سليمان في الاسمين اللذين تفسير هما بلسان العرب الرّحمن الرّحيم . يعنى : غرض ما از ايراد اين مسأله به غير تنبيه نيست بر دو نوع رحمت كه سليمان - عليه السّلام - آن را در اسمين ذكر كرد كه ، آن دو اسم به لسان عرب « رحمن » و « رحيم » است . و در اين كلام تنبيه است بر آن كه اسماء لفظيه ، اسماء الهيه‌اند كه عبارت است از حقايق الهيه ، و اعيانش كه مظاهر اوست . فقيد رحمة الوجوب و أطلق رحمة الامتنان في قوله تعالى * ( وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) * حتى الأسماء الإلهية ، أعنى حقائق النسب . پس تقييد كرد رحمت وجوب را ، چنان كه گفت : * ( بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ « 20 » و نيز فرمود : * ( فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ) * « 21 » . و اطلاق كرد رحمت امتنان را ، چنان كه گفت : * ( وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) * « 22 » . يعنى رحمت امتنانى من احاطه كرد رحمت وجوب هر چيز را ، حتى اسماء الهيه را كه حقايق نسب است . و اسماء الهيه را به حقايق نسب از آن جهت تفسير كرد كه اسماء دلالت بر ذات الهيه مىكند با خصوصياتى كه تابع اوست و به اين خصوصيات اسماء متكثّر مىگردد ، چه ذات من حيث هي واحدة است كه به هيچ « 23 » نوع در وى اعتبار تكثّر را

--> « 19 » قا ، پا : خاسر رو كرد . « 20 » س 9 ى 128 . « 21 » س 7 ى 155 . « 22 » س 7 ى 155 . « 23 » پا : كه هيچ .